تبليغاتX
ALONE

ALONE

 

اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.comاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.zibasazi.bahar-20.com

 

بگین بمیر میمیرم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بخواین به پاش میشینم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

تورو خدا نگیرین اونو از من 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نگیرین اونو از من 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نیلوفر ای گل من 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

تموم هستی من 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نمیزارم بگیرن تورو از من 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بگن بمیر میمیرم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بخواین به پاش میشینم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

تورو خدا نگیرین اونو از من 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نگیرین اونو از من 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

مگه عاشق نبودین که دردمو بدونین 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

گناه من چیه دوسش دارم همه بدونین 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

عشقم یه عشق پاکه که واسه عشقش هلاکه 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

اگه این جرممه من یه مجرمم عشقم چه باکه 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

اخه اون تنها عشقمه اون تنها امیدمه 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

زندگیمو به پاش میدم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نخواین ترکش کنم که میمیرم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

غصه نخو ر عزیزم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نبینم اشکات بریزن اونا واسم عزیزن 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

نزار اینجوری بریزن 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

این ترانه اخرین حرفمه به تو عزیزم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

بدون تا اخرش میمونم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

حتی اگه به پات بسوزم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

کسی نمیتونه تورو ازم بگیره نیلوفرم 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

فقط بگو باهام میمونی 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

من خیلی تنهام تو اینو میدونی 

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

تو اینو میدونی

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

  

دوست دارم نیلوفرم

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

+ نوشته شده در شنبه دوم آذر 1387 0:54 توسط ALONE |


 

این شعرو هدیه میکنم به بهترینم... 

 کسی که به خاطرش هستم... 

به خاطرش زندگی میکنم... 

و نفس میکشم. 

n.n 

 

"هنگامي كه اندوه من به دنيا آمد"

هنگامي كه اندوه من به دنيا آمد از او پرستاري كردم و با مهر و ملاطفت نگاهش داشتم.


اندوه من مانند همه چيزهاي زنده بالا گرفت و نيرومند و زيبا شد،و سرشار از شاديهاي


شگرف.


من و اندوهم به يكديگر مهر مي ورزيديم،زيرا كه اندوه دل مهرباني داشت و دلِ من هم از


اندوه مهربان شده بود.


هرگاه من و اندوهم با هم سخن مي گفتيم ،روزهامان پرواز ميكردند و شب هامان آكنده از


رويا بودند؛زيرا كه اندوه زبان گويايي داشت،و زبان من از اندوه گويا شده بود.


هرگاه من و اندوهم با هم آواز مي خوانديم،همسايگان ما كنار پنجره هاشان مي نشستند و


گوش مي دادند؛زيرا كه آوازهاي ما مانند دريا ژرف بود و آهنگ هامان پر از يادهاي

 
شگفت.


هر گاه من و اندوهم با هم راه مي رفتيم،مردمان ما را با چشمان مهربان مي نگريستند و


با كلمات بسيار شيرين با هم نجوا ميكردند.بودند كساني كه از ديدن ما غبطه مي


خوردند،زيرا كه اندوه چيز گرانمايه اي بود و من از داشتن او سرفراز بودم.


ولي اندوه من مرد،چنان كه همه چيزهاي زنده ميميرند،و من تنها مانده ام كه با خود


سخن بگويم و با خود بيانديشم.


اكنون هرگاه سخن مي گويم سخنانم به گوشم سنگين مي آيند.


هرگاه آواز مي خوانم همسايگانم براي شنيدن نمي آيند.


هرگاه هم در كوچه راه مي روم كسي به من نگاه نمي كند.


فقط در خواب صداهايي مي شنوم كه با دل سوزي مي گويند"ببينيد،اين خفته همان مردي است

 
كه اندوهش مرده است.

 

"جبران خليل جبران"

 

 

عزیزم  اینم یه عکس که میدونم خیلی دوسش داری...

 

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 2:24 توسط ALONE |


حرف هایی رو که از قلب سیاهم میزنم

                       همشونو پیشکش میکنم به قلب همیشه سبز                                                    

                                                            تو..........

       

 

ترا با تمامي اندوه نهفته در وجودت دوست مي دارم...

اگر چاره اي جز نابودي من نداشته باشي...

خود را از دستان تو نخواهم رهاند...

با تمام توان ترا در آغوش خواهم فشرد...

بگذار تا شعله هايت مرا بسوزاند...

بگذار تا در آتش اين نبرد...

معماي وجود ترا ژرف تر دريابم ...!!!

 

 

 

 

 

تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز

سالهاست که در گوش من آرام آرام

خش خش گام تو تکرار کنان

می دهد آزارم

و من اندیشه کنان

غرق این پندارم

که چرا

خانه ی کوچک ما

سیب نداشت...!!!

 

 

 

 

شهری که در آن کوچه هایش ساحلیست

روستاهایش گلیست

سقف هایش کاهیست

صندوق هایش خالیست

چشمه هایش دائمیست

آسمان این شهر نیلیست

شفق این شهر سرخآبیست

چشمان مردم این شهر به رنگ خاکیست

شب های این شهر باراني است

پشت چشمه های این شهر آبشاریست

آبشاری خروشان

چشمه های جوشان

بيا تا ساحلمان را سهيم كنيم

بيا تا ساحلمان را سهيم كنيم

حتي اگر ساحل تو سطلي باشد

بيا تا دريايمان را سهيم كنيم

بيا تا دريايمان را سهيم كنيم

حتي اگر درياي من و تو در اين شهر بركه اي باشد

مي گويي ساحل تو پر از خالي است

در آن دريايي نيست

اگر دريايي است فقط براي غرق كردن است

به ياد دارم گنجشك عشقت را كشتي

چه ظالمانه با همه ي كودكيت

با كندي تيغت

با همه ي بي تابيم

يادم مي آيد پرنده ي مهرم را كشتي

با آن ساحل ظالمانه ات

با همه ي دست و پا زدنم

درياي ساحل تو بي معنيست

غروب درياي تو باور كردني است

چه بگويم

مرا ببخش تا وجودم را ببخشم

كوكدكيم را ببخش تا جوانيم را ببخشم

ساحل ظالمانه ام را ببخش تا هستيم را ببخشم

گنجشك عشقم را كشتم

مي دانم روزي دوباره تو را گنجشك عشقم مي كنم

پرنده ي مهرت را كشتم

مي دانم روزي دوباره خود را پرنده ي مهرت  مي كنم

روزي دوباره...!!!

 

 

 

 

دلم گرفته

خسته ام

خسته!

کجاست ٬ناجی قلب شکسته؟..

کجاست ٬شادی بخش دلهای خسته!..

ماههاست که قطره های اشک٬ بر گونه هایم نشسته ...

آه چه بگویم بغض راه گلویم را بسته...

کجاست او که بخواهد یک دل شکسته ؟...

 

 

 

حالا که رفته ای

سر می گذارم بر شانه ی همه ی نیلوفرانی

که امسال بی تو گریسته اند.

گریسته اند و بی تو نزیسته اند.

حالا که رفته ای

بهانه ی خوبی است

برای باران

تا بیاید

کنار سفره بنیشیند

و بشقاب سوم را پر کند

حالا که رفته ای

گمان نمی کنم برگردد پرنده ای که فقط

از دست تو دانه بر می چیند و

در کلمات تو پرواز می کرد.

حالا که رفته ای

هیچ راهی

مرا به جایی نمی برد

در حافظه ام می چرخم

همه کلید ها را گم کرده ام

حالا که رفته ای

شعری می نویسم

برای گل های مریم

شعری می نویسم

برای مرگ

شعری می نویسم

برای دیداری که اتفاق نمی افتد...!!!

 

 

 

تو میروی و انگار آسمان میداند
سکوت شبهای بی ستاره من ترانه میخواند
تو میروی و دلم را غروب میگیرد
تمام اشکهایم تو را بهانه میگیرد
به پای گریه های یک نگاه می نالد
پرنده ای برای چشم های تو میخواند
تو میروی و دلم را سکوت میگیرد
دلم برای نگاه تو هنوز هم میمیرد
دلم به پای خیال تو هنوز هم میسوزد
برای غنچه های غم شکوفه می چیند
تو میروی بدست یاد و زمانه می ماند
زمانه هم چه خوب غم به غم می بافد

 

 

 

 

تازه از راه رسیده بودم

پر از غربت سالهایی که با خویش زمزمه می کردم

پر از خستگی هایی که بر دوش می کشیدم

آسمان صاف و بی نهایت بود

و چشمان خسته من پر از حس دلواپسی

جاده ها پر از حس همیشگی

و من خسته تر از آن که انتظاری تازه را تاب بیاورم

در امتداد جاده گام بر می داشتم

طنین گامهای سنگینم

دلواپسی های جاده را تشدید می کرد

به خود نهیب می زدم که شاید این همه انتظار را مقصدی باشد

اما هیچ چیز نبود تا این همه انتظار را نوید دهد

گونه های آسمان پر از سرخی شعرم بود

و جاده ها پر از فریادهای خاموشی که مرا می آزارد

باید می رفتم

به پایان این همه انتظار می رسیدم

تازه از راه رسیده ام

با کوله باری از عشق

به دور دست ها می نگرم

هنوز هم باید رفت...!!!

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه یازدهم مرداد 1387 2:55 توسط ALONE |


 زندگی

 

 

دیگه حتی گریه هم ارومم نمی کنه....اما این تنها کاریه که انجام می دم......

 

تو همه ی لحظه های تنهاییم....فقط همین اشکا رو دارم.....

 

چی بگم؟

 

از هیچ کس شکایت نمی کنم....نه تو....نه خودم....نه خدا.......

 

اما........

 

نمی تونم تحمل کنم.....چی کار کنم؟

 

دیگه به هیچی هیچ امیدی ندارم.......

 

 

از این دم وبازدم همیشگی هم دیگه خسته شدم.........

 

 

 

 

 

 

یاد گرفتم!!!

 

هر چند مال من نشدی ولی ازت خیلی چیزا یاد گرفتم. یاد گرفتم به خاطر

 کسی که دوسش دارم باید دروغ بگم. یاد ‏گرفتم هیچ وقت هیچ ﮐس ارزش

 شکستن غرورمو نداره. یاد گرفتم تو زندگیم به اون که بفهمم چقدر دوسم

 داره هر ‏روز دلشو به بهونه ای بشکنم. یاد گرفتم گریه های هیچ ﮐس رو

باور نکنم. یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت ‏جبران ندم. یاد گرفتم هر روز دم

 از عاشقی بزنم ولی خودم عاشق نباشم‏ ...

خوب یاد گرفتم نه؟

معلم خوبی هستی...!!!

 

 

   

     

     

 

 

 

 

 

 

افسوس بی سود!!!

 

اي دل ساده بکش درد که حقت اين است

 

از زمانه بشو دلسرد که حقت اين است

 

هر چه گفتم مشو عاشق نشنيدي

 

 حالا همچو پائيز بشو زرد که حقت اين است...!!!

 

 

 

 

 

 

 

 

چشم های خیس من!!!

دوباره نمی خوام چشم های خیسمو کسی ببینه

یه عمره حال و روز من همینه

کسی به پای گریه هام نمی شینه

بازم دلم گرفت و گریه کردم

بازم به گریه هام می خندن

بازم صدای گریمو شنیدن

همه به گریه هام می خندن

دوباره یه گوشه می شینم و واسه دلم میخونم

هنوز تو حسرت یه هم زبونم

ولی نمیشه و این رو می دونم

دوباره دلم گرفته

دوباره شعرام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غمم چی بوده؟؟

دلیل یک عمر مامم چی بوده...؟؟؟

 

 

 

 

 

 

 

 

دلم تنگه!!!

وقتی همه می يان و می رن و هيچ کس به خاطره ها دل نمی بنده

من هم حرفی ندارم! منم يه خاطره می شم مثل همه خاطره ها!

 فراموش شده در يادی که بر باد رفت. نه شادم نه آروم نه عاشق.

شادی رو آدمهای کينه ای ازم گرفتن . آرامشم رو دشمنی های

 بی دليل خراب کردن و عاشقی روتنهاییم پر کرد

دلم گرفته از تمام روزها و شبهای اين خاطره شدنها...و.... دلم گرفته

 از این روزها..دلم تنگ است...

 

 

 

راستی....

دل من تـنها بـود ،

دل من هرزه نـبـود ...

دل من عادت داشـت ، که بمانـد یک جا

به کجا ؟!

معـلـوم است ، به در خانه تو !

دل من عادت داشـت ،

که بمانـد آن جا ، پـشـت یک پرده تـوری

که تو هر روز آن را به کناری بزنی ...

دل من ساکن دیوار و دری ،

که تو هر روز از آن می گـذری .

دل من ساکن دستان تو بود

دل من گوشه یک باغـچه بـود

که تو هر روز به آن می نگری

راستی ، دل من را دیـدی ...؟!!  

 

 

 

بی تو!!!!!

 

هرگز در زندگيم نبودنت را باور نكردم

 

ودر نبودنت، زندگيم را

 

        مثل شهاب در شب ابري

 

در اضطراب سفر

 

زيستن را

 

بر دوش چشمهايم تحمل كردم

 

ابرها شاهدند

 

كه بعد از رفتن بي وداع تو

 

بر چهره ي آينه شكستم.

 

 

 

مگذار كه عشق ، به عادتِ دوست داشتن تبديل شود !

 

مگذار كه حتي آب دادنِ گلهاي باغچه ، به عادتِ آب دادنِ گلهاي باغچه بدل شود

 

عشق ، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتنِ ديگري نيست ، پيوسته نو

 

كردنِ خواستني ست كه خود پيوسته ، خواهانِ نو شدن است و دگرگون شدن.

 

تازگي ، ذاتِ عشق است و طراوت ، بافتِ عشق . چگونه مي شود تازگي و

 

طراوت را از عشق گرفت  وعشق  همچنان عشق بماند ؟

 

عشق، تن به فراموشي نمي سپارد ، مگر يك بار براي هميشه .

 

جامِ بلور ، تنها يك بار مي شكند . ميتوان شكسته اش را ، تكه هايش را ، نگه

 

داشت . اما شكسته هاي جام ،آن تكه هاي تيزِ برَنده ، ديگر جام نيست .

 

احتياط بايد كرد . همه چيز كهنه ميشود و اگر كمي كوتاهي كنيم ، عشق نيز.

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم تیر 1387 1:7 توسط ALONE |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

رفتي و نديدي که چه محشر کردم

با اشک تمام کوچه را تر کردم

ديشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

وابستگي ام را به تو باور کردم

باور کردم


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

ALONE
alone
ALONE
alone
ALONE
alone
ALONE
alone
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آذر 1387

شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387



پیوندها

پندهای زندگی
عشق و مرگ
فریاد عشق
نگارخانه
سحر با یک آرزوی بزرگ
«-()- »•☆☆☆سجاد☆☆☆«-()- »
خاتون عشق
▀▄▀▄ رهگذر خاطرات ▄▀▄▀
به هم ریخته
حکایت عشق
یه عاشق
(¨¯`·.. سرگرمی..·´¯¨)
سکوتی از جنس عشق
بی هویت
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin